امیررضا تشت زر

امیررضا تشت زر
خانم تشت زر چطور با موسسه رویش آشنا شدین؟
من حدودا 8- 9 سال پیش آشنا شدم و دختر عمه ام وقتی خانم دکتر توی قم مهد کودک داشتن، بچه اش رو اونجا میبرد. از اونجا اسمش رو شنیدم و کمی تو اینترنت سرچ کردم و سمینارها رو شرکت کردم. اون زمان توی تهران موسسه نداشت و فقط سمینار بود که خودمون باید کارهاش رو انجام میدادیم. یعنی من برای دخترم رفته بودم که بازی هاش رو کامل گرفتم. اینجا هم پیگیر بودم که موسسه زدن یا نه و بعد از تولد امیررضا،از 3 و نیم – 4 سالگی آوردم اینجا یعنی 2 ساله که امیر رضا میادش اینجا.

خانم تشت زر چطور با موسسه رویش آشنا شدین؟

من حدودا 8- 9 سال پیش آشنا شدم و دختر عمه ام وقتی خانم دکتر توی قم مهد کودک داشتن، بچه اش رو اونجا میبرد. از اونجا اسمش رو شنیدم و کمی تو اینترنت سرچ کردم و سمینارها رو شرکت کردم. اون زمان توی تهران موسسه نداشت و فقط سمینار بود که خودمون باید کارهاش رو انجام میدادیم. یعنی من برای دخترم رفته بودم که بازی هاش رو کامل گرفتم. اینجا هم پیگیر بودم که موسسه زدن یا نه و بعد از تولد امیررضا،از 3 و نیم – 4 سالگی آوردم اینجا یعنی 2 ساله که امیر رضا میادش اینجا. 

 

در مورد فامیلتون که تعریف کردن از رویش، چه چیزی تو گفته هاشون جالب بود که رفتین دنبال موسسه؟ یعنی اینکه هم محصولات رو تهیه کنید هم توی همایش ها شرکت کنید؟ چه چیزی تو صحبتشون جالب بود؟

اینکه خیلی دقت میکنن تو رفتارشون با بچه ها، نحوه ی کارشون که متفاوته و آموزش های نیم کره ی راست و اینکه خیلی به تغذیه سالم هم اهمیت میدن که این ها برام خیلی جالب بود، چیزهایی که من همیشه دنبالش بودم توی مهد یا کلاس هایی که باشه و اینجا پیدا نمیکردم. و اینکه از خودش هم خیلی راضی بودم از نحوه ی برخورد کارمندها و کارکنان و کلا از مهدش خیلی رضایت داشتم و برای من این نکته هاش جالب بود. اینکه متوجه شدم محدودیت 0 تا 6 سال داریم و باید خیلی از این زمان استفاده کنیم و اینکه جای دیگه ای همچین آموزش هایی ارائه نمیشه.

 

 فرمودین تو همایش های خانم دکتر حسینی شرکت کردین درسته؟

بله

 

نظرتون راجع به همایش ها چی بود؟مفید و کاربردی بود یا خیر براتون؟

خیلی خوب بود.من شرکت کردم مطلب برام خیلی جا میفتاد که چجوری باید باشه یعنی کلی گویی نبود. با توجه به اینکه تهران هم موسسه ای نداشتن و ما باید خودمون این کارها رو انجام میدادیم، خوب بود. از طرفی بیرون که محصولات سمینار رو ارائه میدادن، توضیحاتشون خیلی خوب و من که راضی بودم. و مسائل و نکات تربیتی هم که میگفتن خیلی خوب بود، راه حل هایی که ارائه میدادن. 

 

به کارتون میومد با فرزنداتون؟

بله بله

 

دخترتون متولد چه سالی هستن؟

85

 

 امیر رضا چی؟

92

 

با دخترتون محصولات رو خودوتون کار کردین درسته؟

من نه متاسفانه چون که دخترم تو مرز 6 سال بود که با رویش آشنا شدم کلا. همه ی محصولات رو هم گرفتم ولی در حد ماندلا و دو سه تا محصولات آخر که به سنش میخورد رو گرفتم. ولی اینجور که روال کامل و درستی باشه رو انجام ندادم. محصولات همینجوری موند و بعد سر امیررضا که اومدم و دیدم موسسه هست. چون روشش برامون ناآشناست، حتی سر امیر رضا هم میخواستم شروع کنم برام سخت بود ولی توی کلاس های 3 تا 4 سال که مامان ها میشینن  و نحوه ی کار رو میبینن، اونجا آشنا شدم و سختیش برام گذشت و متوجه شدم چجوری باید انجام بدم. ولی همیشه یک ترسی داشتم که اینها چجوری باید انجام بشه؟ ولی اینکه مامان ها میشینن سر کلاس خیلی خوبه، هم اون اعتماد و اطمینان ایجاد میشه چون آدم نظارت داره و می بینه وبچه ی خوده آدم استرس نمیگیره، خیلی روال خوبیه. مثلا اون 1 سالی که با هم می نشستیم تو کلاس امیر رضا هیچ مشکلی نداشت حتی جاهای دیگه هم کلاس میبردمش اون بحث وابستگی رو نداشت. 

 

از اول اینطوری بود؟یعنی مشکل وابستگی نداشتین؟یا این پروسه ای که حالا یه روند جداسازی مادر از کودک تو رویش طی میشه، میخوام بدونم این راجع به امیررضا هم لزوم پیدا کرد بشه اینکه شما تو کلاس باشین و کم کم جدا بشین یا خودش مستقل بود؟

نه کلا امیررضا مستقل بود منتها دیگه اومد کلاس روال رویش اینه که مثلا مامان ها تو کلاس میشینن یکی دو سال. بعدا یک جای دیگه که من برده بودمش یک مشکل اضطراب جدایی پیدا کرده بود و خیلی طول کشید تا این حل بشه. امسال که من رویش آوردم با اینکه رویش طلایی خیلی دوست داره،البته خیلی کم رنگ تر از جاهای دیگه بود ولی احساسم این بود که یکی دو جلسه ی اول رو میگفت مامان بشین بیرون،بعد با هم صحبت کردم و مشکل حل شد. ولی من مهد دیگه که میبردمش تقریبا تا 1 ماه باید میرفتم می نشستم و هنوز اون اعتماد رو نداشت. هم جای جدیدی بود هم متفاوت بود براش ولی اینجا این مسئله خیلی کم رنگ بود و تقریبا میتونم بگم نداشت. گفتم این مشکل توی تابستون براش پیش اومده بود، ولی تو رویش طلایی این مشکل رو نداشت و میتونست این مسئله رو برای خودش حل کنه.

 

مربی امیر رضا تونسته بود به طرز مناسبی باهاش ارتباط بگیره؟ نظرتون راجع به عملکرد مربیش چی بود؟

خیلی خوب بود، مربیش الهام جون بود و خیلی من راضی ام. امیر رضا هم خیلی دوستش داشت و هم خیلی تاثیر می گرفت و من در مجموع خیلی راضی ام. خیلی خوب ارتباط گرفته بودن با بچه ها. 

 

توی این 2 سال امیررضا رو فقط توی طرح رویش ثبت نام کردین؟ کلاس های زبان کلاس های تابستانه غیر از طرح رویش شرکت کرده یا خیر؟

چرا پارسال تابستون شرکت کرد و کلاس لگو میرفت، کلاس قرآن و کلاس زبان هم 2 ترم رفتش. 

 

نظرتون چی بود راجع به کلاس های دیگه؟

کلاس مهارت های زندگی بود.خوب بود چون همشون مربی های خوده رویش بودن من خیلی دوتس داشتم. خوب بود و امیررضا هم دوست داشت کلاس هایی رو که میومد. زبان هم که یک روش متفاوتی بود و برای امیررضا خوب و جذاب بود اما من چون خواجه عبدالله (محل قبلی موسسه) میومدم از نظر بعد مسافت و مسائل دیگه نتونستم ادامه بدم. الان هم با اینکه توی مدرسه پیش 1 ثبت نامش کردم، اما دوست دارم امیررضا 1 سال دیگه هم بیاد. همه ی آموزش ها رو ببینه به خاطر نحوه ی برخورد خوب مربی ها اما یه کمی بعد مسافت تا پاسداران خیلی سخته و آدم رو سره 2راهی بدی میذاره.

 

سوال دیگرم راجع به امیررضا اینه که بعضی ویژگی های خوبی که بچه داره رو و دلش میخواد توشون تثبیت بشه، یا این اخلاقیاتی داره که حالا مثبت نیست و لازمه که اونها تعدیل بشن و از بین برن. میخوام بدونم امیررضا یک کدوم از این ویژگی ها رو داشت؟ مثلا تو این دوره ای که اومدن کلاس، بگین که از نظر روابط اجتماعیش قبلا چه طور بوده و آیا تغییری کرد یا نه؟ چیزهایی که اینجا مهمه مثل خلاقیتشون، تخیل یا هرچیزی که تو مسائل رفتاری هست. میخوام بدونم حضور توی رویش روی امیررضا اثری از این جنبه ها داشت یا خیر؟

بله خب قطعا تاثیر داشته یکی از لحاظ مسائل آموزشی بگم در حین آموزش، خیلی مسائل آموزشی و مهارتی خوبی رو یاد گرفته و خیلی چیزها رو میگه که من تعجب میکنم و می پرسم از کجا یاد گرفتی؟ میگه الهام جون بهم یاد داده. یک سری بحث های روانشناسی یعنی اینکه داخل حبابمون نشیم، مرزبندی بین خودشون و دیگران. اینها خیلی خوب براش جا افتاده، البته بچه ها تو عمل تا این آموزش ها رو ببینن و براشون جا بیفته. ولی اینها برای من خیلی خوب بوده و نحوه تعامل با بچه های دیگه. فقط مسئله ای که هست نقطه قوت و ضعف با هم میشه محسوب بشه. مثلا اینکه کلاسشون 5-6 نفره و تعدادشون کمه، از نظر اینکه بچه ها با دقت بررسی میشن یا آموزش ها دقیق تر باشه، نقطه ی قوته. ولی از طرفی از این طرف نقطه ضعفه که بچه ها به این محیط خیلی کوچیک عادت میکنن و جاهایی که پرجمعیت تره میرن و باید تعامل بیشتر داشته باشن، من احساس میکنم یه کم به مشکل برخورد میکنن، یا انگار به این ساختار عادت میکنن. البته که تعداد کمشون یک نقطه ی قوت خوبیه که مربی بیشتر وقت و انرژی میذاره برای بچه ها. نقاط یا رفتارهای منفی هم که داشته بود سوپروایزرشون خیلی با دقت خانواده ها رو در جریان میذاشت. البته بقیه رو نمیدونم ولی با خود من صحبت زیاد شد و چند جلسه بودیم که این مسائل و مشکلات هست و با هم پیگیری و حل کنیم. این یعنی حتما براشون مهمه که نقاط قوت و ضعف بچه ها رو اصلاح کنن، این ها خیلی با ارزشه برای من. دایره لغاتشون، قدرت استقلال و تفکر و این چیزایی که من تو امیررضا می بینم خیلی پررنگ تر شده. بحث خلاقیت که خودم هم خیلی اهمیت میدم،این هم پررنگ شده. 

 

به نظرتون آموزش ها و محیطی که امیررضا در رویش طلایی بود، با دخترتون تفاوتی داره؟ یا یک روند طبیعی توی یک مهد معمولی بوده؟

نه قطعا روند طبیعی نبوده چون من خودم وسواس خاصی دارم تو انتخاب مهد و میبینم جاهای دیگه خیلی نقاط ضعف زیاده و به سختی تونستم همزمان با رویش که 2 روز در هفته بود،3 روز در هفته هم یک مهد مناسب پیدا کنم که اونها هم نسبتا رفتارهای خوبی داشتن ولی باز به پای دقت و حساسیت رویش نمیرسید و اصلا روند طبیعی مهدهای دیگه اینجوری نیست من احساس میکنم خیلی حالت رفتاری با خانواده ها که خیلی جاها ادعاشون هست که به خلاقیت بچه می پردازند، خیلی رفتارهاشون خلاقیت ها رو از بین میبره یا بیشتر حالت نگهداری بچه هاست. ولی اینجا هم زمان با اینکه آموزش بود، حواسشون بود که آموزش مستقیم نباشه، خلاقیت بچه ها از بین نره. یعنی اون استقلال بچه ها و آزادیشون توی زیر 7 سال رو دقت می کردن که این حفظ بشه. این توام بودن اینها برای من خیلی با ارزش بود. 

 

از محصولاتی که داشتین برای امیررضا خودتون هم تو خونه باهاش کار میکردین؟

پارسال یکی دو تا مثل ریاضی، خواننده کوچولو رو کار میکردم. اما امسال با اینکه کلاس هاش تموم شده، چند وقت پیش خواننده کوچولو رو آورده بود و میگفت مامان بیا با هم کار بکنیم. احتمالا امسال  تابستون خودم بخوام 2 تا از محصولات رو باهاش کار بکنم. 

 

پارسال باهاش کار میکردین خسته نمی شدین که هم تو خوده کلاس ها بخواد بازی های شناختی رو انجام بده هم تو خونه، اذیت کننده نبود؟

نه براش جالب بود. بعضی وقت ها کارهایی که مربیش انجام میداد دوست داشت انجام بده.

 

یعنی در نقش مربیش قرار بگیره؟

بله

 

لطفا راجع به نقاط ضعف رویش، هر چیزی که به ذهنتون میرسه؛ چه به لحاظ آموزشگاه و آموزشی یا بحث عملکرد موسسه، کارگاه ها و ...! اگر نظری درمورد نقاط ضعف یا قوت دارین بفرمایید.

  با توجه به اینکه کلا ساختار و بنای اینجا رو خانم ها گذاشتن، به نظرم خیلی خوب و قوی کار کردن تا اینجا. با توجه به اینکه مهدهای قدیمی زیاد هستن ولی عملکردشون خیلی خوب بوده و من امیدوارم این کیفیت رو بتونن حفظ بکنن و دچار روزمگی نشن و این اتفاق برای رویش نیفته و بتونن کیفیتشون رو حفظ بکنن. ولی خیلی حیفم میاد که خیلی از دوستان محروم میشن به خاطر بحث دوری و مسائل و مشکلاتی که توی تهران هست. خب بعضی وقتها نمیشه وشرایط آدم اینجوری نیست که این سختی رو به جون بخره. من پارسال میتونستم این کار رو بکنم ولی واقعا امسال دیگه نمیتونم و خیلی اذیت میشم و اینکه امیر رضا نتونه از این فرصت استفاده بکنه.دوست دارم اگر بشه این شعبه رو داشته باشن یعنی یکی غرب و یکی شرق و مادرها و بچه های دیگه محروم نشن از این فضا. و اینکه خیلی مادرها براشون کیفیت کار مهم بود و امکانات فیزیکی فضا نه چون شعبه ی غرب خیلی این امکانات رو نداشت و دوست داشتن این کیفیت رو و این سری رفتار رو داشته باشن بچشون رو جای دیگه ای نبرن، ترجیح میدادن همینجا بمونن و استفاده کنن. ما امیدوار بودیم این شعبه ی غرب تصبیت بشه و کلا منحل شد.

 

 امیدوارم سال بعد بتونیم راهش بندازن.

ولی من خیلی خوشحالم و اگر واقعا دبستان زده بشه و این بحث تربیت مربی رو شروع کردن، یک روشی باشه که نهادینه بشه و گسترده باشه تو جامعه و همه ی بچه ها بتونن ازش استفاده بکنن، واقعا امیدوارم یک روزی همه ی بچه ها بتونن ازش استفاده بکنن.

 

متشکرم، ان شاءالله. نکته ای هست که مایل باشین بگین و من نپرسیده باشم؟ چه بحث انتقال دادن به مدیریت باشه؟

نه چیز خاصی نیست ولی از اینکه همیشه خود خانم حسینی انقادات و پیشنهادات رو با روی باز می پذیرفتن این یک نکته ی مثبتی هست. چون وقتی که مسئولین در رو به روی اولیا میبندن، من تو خیلی از مدارسی هستن که اولش خیلی موفق کار میکنن و ولی بعد این ارتباط کم رنگ میشه، و دیگه نشنیدن نقطه نظرات رو، شروع افول موسسشون و یا مدرسشون بوده ولی اینکه من هنوزم می بینم خود خانم دکتر اهمیت میدن و با دقت و وسواس خاصی گوش میده و ترتیب اثر میده اینا خیلی مهمه واینکه همه ی کادر موسسه رو از خودشون میدونن و مسئولیت پذیرن این هم واقعا نقطه قوتی هست که آدم میبینه توی این موسسه، انشاء الله که همیشه برقرار باشن.

 

  متشکرم.خیلی ممنون از اینکه وقتتون در اختیار ما قرار دادین.

  خواهش میکنم خدانگهدار

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید