آمادگی قبل از بارداری (3)

آمادگی قبل از بارداری (3)
اما وقتی صحبت از مسئولیت می شود، مسئولیت را، می توان این چنین تعریف کرد که "پاسخ به نیازهای واقعی و حقیقی خود و هموار کردن راه برای دیگران است" ، بنابراین من مسئولیتی درباره ی خودم دارم اما در چارچوب زندگی زناشویی و پرورش فرزندان ، مسئولیتی دارم که آن ، برآورده کردن خواسته ها و پاسخ به نیازهای آن ها خواهد بود و در نتیجه کسی می تواند پدر و مادر بشود که توانایی و امکان آن را داشته باشد که مسئولیت های خودش را بشناسد، بفهمد ، بپذیرد و با شادی و لذت آن را انجام دهد.

 

در بخش پیشین درباره ی آمادگی به جهت داشتن فرزند نکات و مطالبی را به آگاهی رساندیم و تا شماره ده پیش رفتیم.

مورد یازده- موضوع تعهد ، مسئولیت و وظیفه است، زمانی که صحبت از تعهد می کنیم معنایش این است که من با دیگری قراری می گذارم و برنامه ای را مشخص می کنم، آن زمان که آن را درست و مناسب می بینم و شاید بعد از گذشت زمان آن عهد و پیمان دیگر مناسب نباشد، اما وقتی که در چارچوب تعهد با دیگری چنین قراری گذاشتم هم چنان باید پاسدار آن تعهد باشم و جز در موارد استثنائی یا با توافق طرفین نمی توانم  تعهد را بر هم بزنم. درست مانند این که اگر خانه ای را خریدید نمی توانید 3 ماه بعد آن را پس بدهید (جز در موارد خاص و استثنائی). به بیان دیگر تعهد ، کمی با بقیه ی قرارهای انسانی متفاوت است و معلوم است که در روابط انسانی ،احساسی و عاطفی و به ویژه درمورد بچه ها مطلقا نمی شود بعد از آمدن فرزند قراری را که با خودمان ، همسر و فرزندمان به گونه ای آشکار یا پنهان ،یا بر اساس قراری نوشته شده یا ننوشته گذاشتیم ، برهم بزنیم . بنابراین کسانی می توانند وارد حریم و حرم ازدواج بشوند که واقعا با مفهوم تعهد آشنا باشند.

اما وقتی صحبت از مسئولیت می شود، مسئولیت را، می توان این چنین تعریف کرد که "پاسخ به نیازهای واقعی و حقیقی خود و هموار کردن راه برای دیگران است" ، بنابراین من مسئولیتی درباره ی خودم دارم اما در چارچوب زندگی زناشویی و پرورش فرزندان ، مسئولیتی دارم که آن ، برآورده کردن خواسته ها و پاسخ به نیازهای آن ها خواهد بود و در نتیجه کسی می تواند پدر و مادر بشود که توانایی و امکان آن را داشته باشد که مسئولیت های خودش را بشناسد، بفهمد ، بپذیرد و با شادی و لذت آن را انجام دهد.

و مورد سوم وظیفه است ،یعنی قراری که به نوعی از بیرون تحمیل شده و ما آن را براساس اصول و قواعدی در چارچوب روابط فردی و یا اجتماعی پذیرفتیم .واضح است که اهمیت و ارتباط کمتری از مفهوم تعهد و مسئولیت دارد . زیرا وظیفه ،قاعده ی تحمیل شده است در حالی که وقتی صحبت از مسئولیت می شود، یعنی من آمادگی درونی خود را به جهت قبول کاری اعلام کردم وبرای همیشه جز در موارد استثنائی آن را حفظ می کنم . از طرف دیگر تعهد و مسئولیت و وظیفه با خودش هزینه ای دارد ، که ما باید آن را بپردازیم. وقت ، انرژی ، توجه ؛و ده ها و صدها رفتار یا حالت مختلف. بنابراین کسی می تواند پدر و مادر بشود که حاضر باشد همه ی هزینه های آن چه را که پدری و مادری ایجاب می کند ، با میل و رغبت بپردازد و بالاخره پدر و مادر کسی است که پیامد رفتار خودش و حتی رفتار عزیزانش را قبول داشته باشد. اگر فرزند ما در مدرسه کاری کرده و به فرد دیگری خسارتی وارد کرده ما باید این پیامد رفتار او را بفهمیم و بپذیریم و درست مثل این که، کار بد و غلط از ما سر زده، خسارت آن را جبران کنیم. اما نکته بسیار مهم این است که این کار دائمی و همیشگی است . متاسفانه برخی تصور می کنند ، تا زمانی که کودکانشان در سنین پایین هستند، مسئولیت دارند و یا احتمالا تصور می کنند، بعد از این که بچه ها به بزرگسالی رسیدند می توانند آن ها یا همسرشان را ترک کنند و فرضشان بر این است که من کار خودم را انجام دادم. به بیان دیگر کار پدری و مادری را نمی شود به صورت نیمه وقت انجام داد.

 پدر و مادر باید بدانند که به دلیل حوادث و اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و به دلیل تصمیماتی که می گیرند ، ممکن است مجبور شوند تمام این تعهد و پیامد را به تنهایی بر دوش بگیرند.بسیاری از اوقات ممکن است همسرتان را به هر دلیلی کنار خودتان نداشته باشید،. فرض کنید که از مدرسه به شما خبر می دهند که فرزند تان دم در مدرسه منتظر شماست و شما اعلام می کنید که همسر من قرار بوده که فرزند مرا از مدرسه بردارد .در حقیقت اینجا مهم نیست که شما چه قراری داشتید، مهم این است که وقتی در شرایط ویژه یا اضطراری قرار می گیرند، مطلقا نمی توانید فرض را بر این بگیرید که این قسمت کار مربوط به من نبوده و درنتیجه خود را جدا و مبرا کنید.

دوازده- گرچه این مورد ظاهرا کمی متفاوت است ولی مکمل مورد یازدهم است و آن این است که ما باید فردی را داشته باشیم که بتواند در بزرگ کردن فرزندان به ما کمک کند. چه زن و چه مرد احتیاج به چنین کمکی دارند ، ممکن است گاهی زوجین بخواهند با هم اوقاتی را بگذرانند و ضرورت دارد شخص دیگری که به اندازه کافی به بچه ها نزدیک است همراه آن ها بماند، تا والدین بتوانند تا حدودی آزاد باشند .

چنین فردی باید شرایطی داشته باشد: آگاه باشد، مهربان باشد، با والدین هم دل و هم زبان و همفکر باشد. در غیر این صورت مسائلی به وجود می آورد که موجب میشود یک دستی و یک نواختی را در ارتباط با زندگی فرزندتان از دست بدهید و بالاخره چنین فردی باید بی انتظار و بی ادعا باشد .

به هر حال شما قرار است که همان گونه که در خانه خودتان برای عزیزانتان جایی را به وجود می آورید ، اتاقی را اختصاص می دهید، وسایلی را فراهم می کنید و برای آمدن او آماده می شوید در مغز و در قلبتان هم آماده شوید. در حقیقت همان گونه که با حلقه ای به عقد هم دیگر درآمدید و نوعی ارتباط تفکیک ناپذیر را موجب شدید و آن را به صورت دایره ای درآوردید فرزندتان را هم مانند نگینی بدانید که بر روی این حلقه قرار می گیرد و شما را با زیبایی و خوبی بیشتر و بهتری نزدیک و مرتبط می کند . آنچه اهمیت دارد این است که پدر و مادر، هر دو  انتظار فرزندشان را داشته باشند و گرنه آهسته آهسته این تصور و توهم به وجود می آید که فرزند من است یا فرزند اوست و بیان چنین مطلبی می تواند روی بچه ها تاثیر بد و منفی داشته باشد و برای خود ماهم بوی جدایی و برخی اوقات نامهربانی دارد .

 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید