رویش طلایی کوچولوها
 
آیکن گفتگو با ما آیکن چت ایتا آیکن گفتگو با ما

دکتر هلاکویی- نیازهای کودک خود را بشناسید!(بخش دهم)

دکتر هلاکویی- نیازهای کودک خود را بشناسید!(بخش دهم)
در این مقاله می‌خوانیم که انسان باید بیش از آن چه که دارد بخواهد،‌ تا بیش از آن بشود که هست. و کودک به خاطر نخواستن مستحق نگاه،‌ سرزنش، تحقیر، انتظار، یا ثبت در پرونده برای روز مبادا نیست...
شماره ی بیست و نه، ترسیدن است.
ترس طبیعی است، آن چه که به عنوان ترس می شناسیم در حیوان نیز وجود دارد و وقتی است که خطر واقعی و خارجی است.
 همه ی انسان ها از چیزهایی می ترسند، اما زمان که خطر واقعی و خارجی وجود ندارد به عنوان اضطراب یا نوع شدید آن وحشت یا fobya آن را می شناسیم.
 انسان می تواند بترسد اما قرار نیست گرفتار اضطراب و وحشت شود. پدر و مادر باید ترس فرزندشان را حتی،‌ اضطراب و وحشت او را کاملا بفهمند.
 هرگز نباید به فرزندشان بگویند ‌چرا می ترسی؟
 یا دلیلی برای ترس وجود ندارد. هرگز نباید گفت که ترس ندارد، پس چنین یا چنان کن. هر زمان که فرزند ما گفت که از چیزی می ترسد،‌ تنها یک پرسش وجود دارد، هم اکنون برای تو چه کنم؟ بیرون برویم؟ تو را در آغوش بگیرم؟ سگی که از آن ترسیدی را بیبرون کنم؟ کاری انجام بدهم؟ و بعد از آن اگر فکر می کنید که ترس فرزند ما اضطراب و وحشتی است که نباید داشته باشد،‌ از راه درست باید آن را حل کرد.
 
 به بیان دیگر پدر و مادر همیشه مهر تأیید و تصویب احساسات فرزندشان، به ویژه ترس و وحشت را باید با خود داشته باشند تا او احساس بدی نکند،‌ با حال فعلی او به نوعی برخورد کند و بگذراند و اگر قرار است برایش کاری کنند آن را انجام دهند.
 متأسفانه بی اعتنایی یا حمله ی ما به موضوع سبب خواهد شد که علاوه بر ترس و اضطراب و وحشت و خاطره و احساس بد، فرزند ما گرفتار حتی افسردگی و خشم و عصبانیتی شود که نه ضرورتی دارد و نه قرار است از ترس چنین نتیجه ای به دست بیاید.

 

شماره ی سی، غمگین بودن است.
 انسان شاید تنها موجودی است که می خندد، ‌شاید به همین دلیل است که غمگین هم هست. غم در بقیه ی موجودات یا حیوانات فقط واکنش موقتی است که غالب اوقات با تغییرات درونی همراه است. اما در خصوص انسان می تواند با تخیل و تصور هم آغاز بشود و ادامه پیدا کند.
 به نظر می رسد که دو احساس شایع غم و خشم در وجود بسیاری از مردم وجود دارد، زیرا همه ی ما با ناملایمات و مشکلاتی روبه رو می شویم.
 می دانیم که کودک وقتی که غمگین است حال خاصی به خودش می گیرد که باید به آن توجه کرد و پذیرفت و می دانیم که گریه می کند و ‌گریه برای همه خوب و مفید است؛
 اشکی که از چشم بیرون می آید، مواد شیمیایی دارد که تعادل شیمیایی مغز و بدن را برقرار می کند. حتی انواع گریه و میزان موادی شیمیایی درون آن را می شناسیم.
 
 گریه در حقیقت آبی است که در بسته ی وجود انسانی را باز می کند و به ما اجازه ی ورود می دهد. انسانی که نتواند گریه کند آسیب می بیند و از پا در می آید و می تواند بد و خطرناک باشد.
 به همین جهت است که نه تنها باید بچه ها را برای گریه کردن آزاد گذاشت، مخصوصا پسران را حتی به گریه کردن به نوعی واداشت. تا آن جایی که وقتی پسر شما گریه می کند، پیام شما می تواند این باشد که می دانم، متوجهم عزیز من، جان من، ناراحتی، ‌حالت خوب نیست، اگر می خواهی کمی بیش تر گریه کن،‌ حتما احساس بهتری خواهی کرد. برخلاف تصور و توهمی که می گوید گریه نشانه ی ضعف است، گریه نشانه ی سلامت روانی و ارتباط عمیق یک فرد با خودش و دیگران است،‌ به هیچ وجه نباید مانع آن شد. البته آن را نباید بهانه و وسیله ای برای پیش برد هدف ها کرد،‌ اما گریه به عنوان ابراز احساس غم در درون،‌ بدون تردید باید مورد عنایت پدر و مادر قرار بگیرد.

 

شماره ی سی و یکم، خشمگین شدن است.
 سه لغت در این جا هست که باید آن را شناخت.
 خشم، یک احساس بد درونی است، که برای همه به وجود می آید و با رعایت اصولی می‌توان به جای روزی هزار بار، ‌فقط پنج یا ده بار خشمگین شد. اما همه، هر روز به نوعی خشمگین می شوند.
 لغت عصبانیت، در مقابل لغت خشم، به معنای رفتار نامناسب و آن هم حمله و هجوم به دیگری است و شخصیت نوراتیک یا عصبی یک پدیده ی هویتی یا انسانی است که کاملا با عصبانیت که رفتار است و خشم که احساس است متفاوت است. خشم کودک هیچ اشکالی ندارد، همان طور که خشم شما اشکالی ندارد. مهم این است که به عصبانیت، ‌یعنی رفتار و واکنش تند منجر نشود.
 بنابراین وقتی که فرزند ما خشمگین است، او را در خشم خود آزاد بگذارید و در زمان اظهار خشم به طور غیر مستقیم وقفه و فاصله ایجاد کنید.

 

تنها باید از او خواست که دو کار را انجام دهد.
 یکی حرف زشت که شایسته ی هیچ انسانی نیست، نگوید و دوم هرگز، این خشم به برخورد فیزیکیِ نباید منجر شود.
 پدر و مادر با تمام وجود باید در مقابل آن بایستند که در گفت و گوهای آینده به آن اشاره خواهم کرد.
 بنابراین زمانی که من خشمگینم باید مرا آزاد گذاشت که خشمگین باشم. باید مرا فهمید و از من پرسید برای من چه می توانید بکنید؟ ولی اگر که این خشم را به عصبانیت تبدیل کنم، باید به آن توجه لازم را داشت؛ به همین جهت امروزه برای بسیاری از مردم خشم یک واکنش عادی و معمولی و تخلیه ی خود است که به چند صورت می شود به آن پاسخ داد، مثل ‌ابراز خشم یا اداره کردن خشم.
 اما متأسفانه توصیه ای که در طول تاریخ شده، فروخوردن خشم یا کنترل خشم است که با خودش هزاران هزار گرفتاری به وجود می آورد.

 

(پیشنهاد میکنم قسمت های قبلی این مقاله را مطالعه فرمایید)    

 

برای یادگیری مطالب بیشتر در حوزه کودک، در تلگرام با اکانت  childhoodchildhood  عضو شوید ودر اینستگرام با اکانت  rooyeshetalaei ما را فالو کنید.  

 

 

  

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید