کودک قرآنی

کودک قرآنی
کودکان در این دوره حقوقی بر گردن والدین خود دارند که می‌بایست به آن‌ها بپردازند و اگر آن حقوق را مراعات نکنند و ترک تکلیف کنند باید در آخرت پاسخ گوی رفتار خود باشند.
 
دوره کودکی دوران ضعف و سستی است (حج، آیه 5 و روم، آیه 54 و غافر، آیه 67) تاکید بیش تری بر حقوق کودکان از سوی خداوند شده است؛
  زیرا آن‌ها در این دوران نمی‌توانند از حقوق خویش دفاع کنند و خواهان اجرای عدالت و عمل به تکالیف از سوی والدین خود گردند.
  در این جاست که خداوند خود کفالت کودکان را به عهده گرفته و از والدین خواسته تا به حقوق کودکان پای بند باشند و از هرگونه ضرر و زیان به آنان خودداری کنند.
از نخستین حقوق کودکان بر والدین، شیر دادن مادران به کودکان خود است که در آیه 233 سوره بقره بیان شده است.
  بنابراین نمی‌توان از حق شیرخوارگی کودک به سادگی کوتاه آمد و زیانی به این حق او رساند.
خداوند در این آیه به مادران هشدار می‌دهد که هرگونه ضرر و زیان رسانی به کودکان با خودداری از شیر دادن آنان، عملی حرام و کاری زشت و نارواست و می‌بایست پیامدهای این کار ناشایست خویش را به عهده گیرند.
کودکان بی سرپرست و یتیم یا مستضعف و ناتوان، از حقوقی دیگر نیز برخوردارند که بخشی از آیات قرآنی به آن اختصاص یافته است. خداوند در آیه 127 سوره نساء، بر لزوم رعایت قسط و عدالت در مورد کودکان یتیم تاکید می‌کند و از سرپرستان می‌خواهد اموال کودکان یتیم را در هنگام تصرف مراعات نمایند. (نساء، آیات 2 و 10 و انعام، آیه 152)
خداوند با تاکید بر حقوق کودکان یتیم، خواهان فرهنگ سازی در این زمینه است به گونه‌ای که همگان خود خواهان رعایت حقوق یتیمان شوند و در حقوق و اموال آن‌ها تصرف نکنند.
  اگر در جامعه‌ای این گونه فرهنگ سازی انجام شود، جامعه در امنیت اخلاقی و روانی قرار خواهد گرفت؛ زیرا رعایت حقوق کودکان دیگران، خود زمینه‌ای برای مراعات حقوق کودکان ایشان از سوی آیندگان خواهد شد و مراعات حقوق کودکان یتیم به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل می‌شود. از این رو خداوند در آیه 8 و 9 سوره نساء به این نکته مهم و اساسی اشاره می‌کند.

 

 از نظر قرآن رعایت حقوق کودکان مستضعف از مصادیق خیرات آشکار و نیکی‌های پایدار است (نساء، آیه 127) بنابراین، اگر کسی می‌خواهد کار نیک و خوبی انجام دهد به مراعات کودکان مستضعف بپردازد.
 ناگفته نماند که کودکان مستضعف غیر از کودکان یتیم هستند هر چند که می‌تواند شامل آنان نیز شود. خداوند برای مراعات حقوق کودکان مستضعف حتی از مردم خواسته است تا پای جهاد و شهادت نیز پیش بروند. از این رو در آیه 75 سوره نساء مردم را به جهاد و دفاع برای حفظ حقوق کودکان مستضعف تشویق می‌کند.
کودکان یتیم کسانی هستند که خداوند از خمس و انفال حق و سهمی برای آنان مقرر کرده است (انفال/ 41، حشر/7)
از دیگر حقوق کودکان، دعا در حق ایشان از سوی والدین است، چنان که مادر حضرت مریم(س) برای محفوظ ماندن کودک خود از شرارت شیطان به پیشگاه خداوندی دعا و نیایش کرد. (آل عمران، آیه 36)
وظیفه جامعه آن است که در حفظ و حمایت کودکان به ویژه کودکان یتیم بکوشد و یکی از وظایف عالمان و مسئولان آن است که در حد امکان در این راه اقدام کنند. در داستان خضر(ع) و حضرت موسی(ع) این معنا آمده است که خضر(ع) از سوی خداوند مأموریت می‌یابد تا دیواری فرسوده را برای حفظ حقوق کودکان یتیم ترمیم کند. (کهف، آیات 65 و 66 و 82)
همان گونه که پیامبران مأموریت می‌یابند که کارهایی را برای حفاظت از حقوق کودکان به ویژه یتیمان و مستضعفان انجام دهند، همین مسئولیت به عهده حاکمیت اسلامی به عنوان نمایندگان و نواب پیامبران گذاشته شده است. بنابراین، بر حکومت اسلامی و دولت ایمانی است که حقوق کودکان از امت اسلام را حفظ کرده و اقدامات موثری در این حوزه انجام دهد.

 

از جمله وظایف دولت اسلامی و مۆمنان آن است که کودکان را از محیط کفر و ظلم بیرون آورند و حتی با جهاد و شهادت اجازه ندهند تا کودکان در محیطی رشد کنند که فطرت ایشان لطمه ببیند و نتوانند کمالات بایسته و شایسته خویش را به دست آورند. خداوند در آیه75 سوره نساء، نجات کودکان از محیط کفر و شرک را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت برای مۆمنان تعریف کرده است و بر همین اساس مسئولیت دولت اسلامی در این حوزه به سبب امکانات و توانایی‌ها به مراتب سخت تر و شدیدتر است.

 

با نگاهی به آموزه‌های قرآنی می‌توان چند مأموریت برای مۆمنان و دولت اسلامی نسبت به کودکان برشمرد که از جمله حقوق کودکان است.
خداوند در آیه6 سوره ضحی، بهره‌مندی کودکان از محل آسایش و زندگی مناسب را از حقوق آنان و مسئولیت مۆمنان دانسته است. هرچند که این آیه در مقام امتنان بر پیامبر(ص) است، ولی با توجه به قلمداد شدن محل آسایش به عنوان نعمت خدا، می‌توان این گونه استنباط کرد که از حقوق طبیعی کودکان دسترسی به زندگی همراه با آسایش و آرامش و محیط مناسب رشد و بالندگی است. البته از آیاتی دیگر چون آیاتی که درباره حقوق کودکان یتیم وارد شده می‌توان این معنا را نیز استنباط کرد که فراهم آوری زمینه‌های رشد و بالندگی از حقوق کودکان است.

 

همچنین از نیازهای طبیعی کودکان، بازی و گردش است. (یوسف، آیه12 و حدید آیه20 و المیزان، ج19، ص164) بنابراین فراهم آوری اسباب بازی و شرایط مناسب برای بازی و گردش کودکان از حقوق کودکان و وظیفه والدین، مۆمنان و دولت اسلامی است.
از آیه82 سوره کهف می‌توان این معنا را استنباط کرد که کودکان از حق دیگری نیز برخوردارند و آن حق آینده نگری نسبت به زندگی آنان است. از این رو، شایسته است تا برای کودکان اندوخته‌ای گذاشته شود تا در آینده با مشکل مالی مواجه نشوند بنابراین از وظایف و مسئولیت‌های والدین این است که بخشی از اموال را برای آینده کودکان ذخیره سازی کنند و برای آنان به جا گذارند.
مراقبت از کودکان، در برابر حوادث و خطرها و برآورد نیازهای نخستین آنان نیز از حقوق ایشان و وظایف دیگران است که در آیه 12سوره یوسف به آن اشاره شده است.
کودکان، نیازمند آموزش‌های درست و کاملی هستند تا بتوانند به رشد عقلانی دست یابند. از این رو در آیه 6 سوره نساء از مۆمنان خواسته شده تا با آزمون‌های گوناگون شرایط رشد و بالندگی کودکان را در حوزه‌های گوناگون از جمله اقتصادی فراهم آورند. آزمون‌هایی که از سوی بزرگ‌ترها انجام می‌گیرد می‌بایست در راستای رشد و بالندگی کودکان باشد؛ چنان که بازی‌های کودکان نیز با این هدف مورد توجه قرار گیرد و از هر آن چه که موجب ناتوانی جسمی و روحی و روانی کودک می‌شود جلوگیری به عمل آید.

 

 


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید